مرتضى راوندى

304

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

تمايلات قديم و جديد را ، تفاوت بين « بيمارى » و « سلامت » دانست ، نخستين كسى كه اصطلاحات كلاسيك و رمانتيك را براى بيان اين تضاد به كار برد ، « ف . فون شلگل » بود . در دايرة المعارف فارسى ، عمده‌ترين تمايزات اساسى كلاسيسيسم و رمانتيسم ، مخصوصا در ادب و هنر ، اجمالا به اين شرح بيان شده است : « مشخصات و علائم عمدهء كلاسيسيسم عبارتند از : سادگى ، صراحت ، اصالت و كمال ؛ در يك اثر هنرى كلاسيك ، هرچه قابل بيان است ، بيان شده است . اما ، چنين اثرى نسبت به پديد آورنده آن ، به كلى خارجى است ؛ و اثرى از وى در آن وجود دارد . وى طرز برخورد خود را با موضوع اثرش و مبارزات عاطفى خود را نشان مىدهد . از طرف ديگر ، در يك اثر رمانتيك ، هنرمند جزء اثرى است كه به وجود مىآورد . وى درصدد بيان زيبايى محض نيست ، بلكه مىخواهد شخصيّت خود و اميدها و تمايلات و آرمانهاى بىانتهايى را بيان كند ، كه البته گنجانيدن آنها در يك اثر كلاسيك ممكن نيست . بنابراين ، كلاسيسيسم ، همواره قاطع ، تمام و نسبت به هنرمند خارجى است . اما يك اثر رمانتيك ، همواره صبغه‌اى از هنرمند دارد و ناتمام است و نمادى و مبهم . زيرا هنرمند آنچه را كه در نفس وى نهان است ، فقط به وسيلهء نمادها مىتواند تا حدى بيان كند . رمانتيسم ، سعى در بيان آنچه كه غريب و اسرارآميز است دارد . و به همين جهت ، مواد كار خود را در گذشته مىجويد و مخصوصا به قرون وسطا يعنى دورانى كه اشتياق نفس آدمى و عشق آن به حوادث و امور اسرارآميز ، او را به دنبال « جام مقدس » و « جنگهاى صليبى » و اعمال مردانهء شهسواران مىكشيد ، با علاقه‌مندى و همدردى مىنگرد . خلاصه آنكه ، همدردى با گذشته و علاقهء نوينى به انسان ، فى حد ذاته ، از مشخّصات رمانتيسم است . همّ كلاسيسيسم ، مصروف بيان صريح زيبايى ، به وسيلهء صورتهاى مشخص و عينى بود و لهذا امكان داشت كه قوانين و مقررات ثابتى براى اين منظور وضع كند . رعايت اين مقررات ، صورت و دقتى تقريبا مكانيكى به حاصل كار مىداد . از طرف ديگر ، هدف رمانتيسم ، نمايش دادن آنچه درونى و ذهنى است مىباشد و لهذا بالضّروره ، مخالف است با اينكه ، هنر ، تابع قوانين خشك مربوط به ظاهر و الگوهاى مكانيكى قرار داده شود . پيروان رمانتيسم معتقدند كه هنر بايد از نفس آزاد مردم باذوق و قريحه سرچشمه گيرد ؛ چنان كه « شلگل » مىگويد : « اراده يا هوس شاعر ، هيچ قانونى ما فوق خود ندارد . » در انگلستان ، حتى در دورهء « اليزابت » افكار رمانتيك در بعضى از آثار ادبى ديده مىشود ، از پيروان اوليه رمانتيسم در اين كشور مىتوان « ويليام بليك » را نام برد . اما